مدح و ولادت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
رود سـمت خـانـۀ دریـا قـدم بـرداشـتـه دامـن دشتِ پُـر از آلالـه، نَـم بـرداشـته تا که بنویسد به روی پلک او "فَتحًا مُبین" حضرت حق از پَرِ فطرس قلم برداشته آهِ حسرت میکشد، هی پشتِ دستش میزند چون که جبریل از لب او بوسه کم برداشته چهرۀ "قند" و "نمک" پوشیهاش افتاده است دست حیدر پرده از تیغ دو دم برداشته عکس لبخند ملیحش قابها را شاد کرد از رخ آئـیـنـهها تـصـویر غـم برداشـته بوی سـیـبی از پَـر قـنـداقۀ او پخش شد عـالمی را ناگهان عـطر حـرم برداشته آسِمان بار امـانت را به پیـغـمـبر سپرد آفـتـابش را به دست ساقی کـوثر سپرد چـشم ما انـدازۀ بال مگـس نـمـناک شد بعد از این نم بود که لوح دل ما پاک شد کـشتیات تا بادبان عاشـقی را باز کرد با سجـودِ بـادهـای بیامـان کـولاک شد مـادر تو مادر آب است ای فرزندِ نور مـادر تو هـمـسـر بـابـای اهل خاک شد مـادر تو بـانی خـلـق تـمـام عـالَـم است مـادرت شأن حـدیث قـدسی لـولاک شد گرچه شیعه مست انگور "ضریح" مرتضی است چـادر خـاکیِ زهـرا سـایۀ این تاک شد حضرت صدیقۀ کبری دلش میخواست، پس "یا حسین بن علی" ذکر لب افلاک شد این حسینِ روی لبها از دعای فاطمه است تا قیامت شیعه مدیون عطای فاطمه است پنجمین خورشید روی پشت بام پنج تن نـیـمـۀ شـبها تـویی مـاه تـمـام پـنج تن تو نوای نای خـاموش حَـسن گردیدهای از گـلـویت پخش میگـردد پیام پنج تن یا حسین و یا حسین و یا حسین و یا حسین ذکـر شـیـرین تو شد تکـیـهکلام پنج تن صبح و ظهر و عصر و شب، هرلحظه از عرش خدا میرسد تا کـربـلا عرض سلام پنج تن ظاهراً ما را خدا خوانده غـلام کوی تو بـاطـناً ما را خـدا خـوانده غلام پنج تن عاشقی وقتی که پایانِ خوشی دارد، خوش است پس تو باید میشدی حُسنِ ختام پنج تن سیب را آدم به عشق روضۀ تو چیده است هفت شهر عشق را عطار در تو دیده است کهکشان با صدهزار آئینه تزئین میشود آسـمـان بـا آفـتـاب و مـاه آذین میشـود ای که احکام شریعت در وجودت جمع شد غـالـباً دین با بیانات تو تـبـیـین میشود در قیامت رَخت شاهی را به تن خواهد نمود پشت درب خانۀ تو هر که مسکین میشود نان بچّهشیعهها از دستپخت فاطمه است رزق ما از سفـرۀ بابات تـأمین میشود هرکسی قدر پَرِ ارزن برایت خرج کرد از زبان حضرت صدیقه تحسین میشود خواهرت در روضه تقسیم وظایف میکند تحت امرش شغل نوکرهات تعیین میشود یاد خُـشکی لب تو سخت گـریه میکـنم سیـنهام هر گاه از اندوه سنگین میشود سرنوشت ما گره خورده است با اشک عزات عاقبتخیری ما در روضه تضمین میشود چای تلخ اربعینات را که مینوشد حسین زندگی زائرت یک عُمر شیرین میشود نوکـرانِ تو به عـشق اکـبـرت باباییاند زائـران اربـعـیـنـی تو پـائـیـنپـایـیانـد |